مقدمه و مؤخره میرزا آقا تبریزی بر چهار تیاتر

در ادامه سلسله مقالات معرفی میرزا آقا تبریزی و چهار تیاتر اثر استاد دکتر ح. م. صدیق مقاله‌ی زیر به شما تقدیم می‌شود.

منبع: چهارتیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

پیوست2ـ مقدمه‌ی میرزاآقا بر چهار تیاتر

در سبب تصنیف کتاب می‌گوید:

روزی راقم اوراق در مجلس یکی از یاران موافق مشغول صحبت (با) جمعی از دوستان بود. ناگاه رشته‌ی سخن به فواید مطالعه‌ی حکایات و استماع روایات کشید، و کلام به سنجیدن حسن عبارات و طرز بیانات و فهمیدن کنایات و اشارات رسید. صاحب مجلس فوراً برخاست و کتاب مسرت نصاب «طیاطر» (تألیف) سرکار ادیب و لبیب آقای میرزافتحعلی آخوندزاده‌ی کولونل دام‌مجده را که در زبان ترکی با اسلوب تازه نوشته‌اند، به میان آورد. الفاظ ساده و شیرین و عبارات بامعنی و دلنشین آن، مانند گوهر غلطان دست به دست گردیده، آویزۀ گوش مستمعان گردید. چون تکرار این گونه حکایات و تذکار این قسم تصنیفات مایۀ ترقی و تربیت ملت است و تکمیل مراتب عبرت و تجربت. لهذا این بندۀ بی‌مقدار نیز پیروی و تقلید به این شیوه‌ی خجسته نموده، با عدم استطاعت و استعداد، کتابی مشتمل بر چهار حکایت و هر حکایتی محتوی بر چهار مجلس در زبان فارسی تصنیف نمود. امید که به زیور قبول طبع بلند همتان در نظرها مزین و جلوه‌گر بیاید.

ادامه نوشته

نامه فتحعلی آخوندزاده به میرزا آقا تبریزی - 1

در ادامه سلسله مقالات معرفی میرزا آقا تبریزی و چهار تیاتر اثر استاد دکتر ح. م. صدیق مقاله‌ی زیر به شما تقدیم می‌شود.

منبع: چهارتیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

پیوست 1ـ نامه آخوندزاده به میرزاآقا

سواد جواب میرزافتحعلی

برادر مهربان من میرزاآقا اطال‌الله عمرکم

نامه‌ی بسیار شیرین شما رسید، تصنیف شما را خواندم و شما را هزار تحسین و آفرین می‌خوانم و از غیرت و ذوق شما وجد می‌کنم. و امیدوارم که درین یک فن شریف که به اصطلاح فرنگیان فن «دراما» می‌نامند همیشه صرف اوقات خواهید کرد و ترقیات زیاد خواهید نمود و به دیگر هموطنان و هم‌زبانان و هم‌کیشان خودتان درین فن رهنما خواهید شد.

اما چون هنوز اول کار شماست، لهذا مرا لازم است که پاره‌یی قصورات آن را برای شما نشان بدهم که بعد از این با بصیرت بوده باشید، تا به تصنیف شما درین فن از هیچ کس جای ایراد نشود و تصنیف شما مقبول خاص و عام گردد.

قبل از شروع به تعداد قصورات باید دانسته باشید که طیاطر چه چیز است.

ادامه نوشته

حاجی مرشد کیمیاگر- میرزا آقا تبریزی

در ادامه سلسله مقالات معرفی میرزا آقا تبریزی و چهار تیاتر اثر استاد دکتر ح. م. صدیق مقاله‌ی زیر به شما تقدیم می‌شود.

منبع: چهارتیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

(واقع می‌شود در چهار مجلس)

مجلس اول

(. . . در سال هزار و دویست وهفتاد و شش در شهر بغداد توقف داشتم و بر گذشته تأسف. حاجی احمد با دو نفر و یکی از نوکرها که یکی از آن‌ها امرد و مخدوم جناب حاجی بود، وارد بغداد می‌شود و شب آن، نوکر مخدوم را که اسمش پناه بود صدا کرده، تعلیمات به او می‌دهد و می‌گوید حالا که به منزل رسیدیم باید مرید پیدا کرد و پولی به هم رساند. به این قسم که گفته می‌شود، حکایت واقع می‌شود. بشنوید و عبرت بگیرید.)

حاجی‌احمد (که حاجی مرشد است به پناه) من درست آشنایی ندارم، ولی از قراری که می‌گفتند تاجر است و قندهاری است پناه، آدم سفیه باب کار خودمان به نظر می‌آید، باید توی کار کشید. پول (و) پله تمام شده است.

پناه تقصیری ندارد، خود در قهوه‌خانه دست به دلش می‌زنم و امید کلی دارم که به میان کار بیاورمش. گویا از بچه هم بدش نیاید. به چشم مشتری به من نگاه می‌کرد.

حاجی‌مرشد هر کاری می‌کنی، زود بکن. تا مردم ما را درست نشناخته‌اند، مرید باید پیدا کرد.

(فردا صبح زود پناه می‌آید به قهوه‌خانه و مشغول قلیان کشیدن و منتظر است که حاجی قندهاری تشریف بیاورد. از قضا حاجی هم آمد. و پناه زود برخاسته تواضع می‌کند و می‌گوید:)

ادامه نوشته

رساله اخلاقیه اثر میرزا آقا تبریزی

در ادامه سلسله مقالات معرفی میرزا آقا تبریزی و چهار تیاتر اثر استاد دکتر ح. م. صدیق مقاله‌ی زیر به شما تقدیم می‌شود.

منبع: چهارتیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

من تصنیفات منشی باشی

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد‌الله الملک المنان خلق الانسان علمه‌البیان. الصلوه و السلام علی محمد المصطفی المخاطب بانک علی خلق العظیم و اشرف الانس و الجان و علی اولاده الطیبین و طاهرین ابواب الامان و انبیاء الرحمن.

مقدمه

اما بعد، بر رای حقیقت نمای صاحبان تمیز و تمکین و وافقان مراتب رسوم و آیین، مخفی و پوشیده نیست که: در هر عصری از اعصار، برهر یک از آحاد و افراد اهل روزگار، لازم و واجب است که در فواید و منافع ملت خود بکوشند. و از هر راهی که پیش آید، یداً و لساناً، مالاً و جاناً آنان را سود بخشند. خاصه دانایان ملت و عالمان امت را فرض عین و عین فرض می‌باشد که به مقتضای هر وقتی از نتایج علوم و فنون، ملت خود بهره‌ور و مفتخر فرمایند. و در هر یک از فضول که دارای آن هستند، بر سبک و طریق تازه و بطرز آسان، کتاب‌ها تصنیف نموده، طالبین و متعلمین را تعلیم و تربیت نمایند، تا آن که نتیجه به دست آید و بر تربیت ملت بیفزاید.

و افسوس که این رسم خجسته و شیوه‌ی پسندیده، مدت‌هاست که در ممالک محروسه‌ی ایران ـ صانها الله عن الحدثان ـ متروک مانده، همان کتب قدیم از قبیل «صرف میر» و «تحفه‌ی حکیم مومن» و «خلاصه الحساب» شیخ بهاءالدین ـ طاب ثراه ـ و سایر اسباب تحصیل کرده در یک نقطه باقی و برقرار است. بر تعبیر اسلوب و تسهیل وضع و توسعه‌ی آن به هیچ وجه پرداخته نشده است و اطفال خردسال را هنوز در مکتب‌ها به همان نهج قدیم، به مجرد شناختن حروف تهجی، کتاب «گلستان سعدی» و «دیوان خواجه حافظ»، یا کتاب «تاریخ نادری» که اکثر معلمین از فهم عبارت آنها عاجز و عاری هستند، درس می‌دهند.

ادامه نوشته

زمان‌خان بروجردی - نمایشنامه میرزا آقا تبریزی

در ادامه سلسله مقالات معرفی میرزا آقا تبریزی و چهار تیاتر اثر استاد دکتر ح. م. صدیق مقاله‌ی زیر به شما تقدیم می‌شود.

چهارتیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

طریقه‌ی حکومت زمان خان بروجردی و سرگذشت آن ایام در چهار مجلس تمام می‌شود. بعون الله.

مجلس اول

(در سنه‌ی هزار و دویست و سی و شش. زمان خان حاکم بروجرد شد بعد از ورود آن جا و عمل آمدن مرسومات پذیرائی و استقبال عمله جات خود را جمع و جور کرده دستورالعمل می‌دهد و به فرخ بیگ فراش باشی می‌گوید)

فراش باشی بلی خان.

خان حاکم می‌دانی چه خبر است یا خیر؟

فراش باشی فرمایش بفرمایید.

خان حاکم دلم می‌خواهد امسال در این ولایت طوری حکومت و حرکت بکنیم که اهالی از جمیع حکام و مباشرین دیوانی سابق این جا فراموش نمایند و تا عمر دارند از حکومت ما تعریف و تمجید بگویند.

فراش باشی از تصدق سر سرکارخان انشاالله خدمتی به جا بیاورم که موجب نیک نامی سال‌های سال بشود تا دنیا هست بگویند.

ادامه نوشته

اشرف خان، مجلس دوم، نمایشنامه میرزآ آقا تبریزی

در ادامه سلسله مقالات معرفی میرزا آقا تبریزی و چهار تیاتر اثر استاد دکتر ح. م. صدیق مقاله‌ی زیر به شما تقدیم می‌شود.

چهارتیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

اشرف خان، حاکم عربستان

مجلس دوم

روز سوم است اشرف خان لباس پوشیده با کریم آقا هر دو می‌روند خدمت شخص اول داخل دیوان خانه نزدیک به پله کان می‌رسند الله‌داد پهلوان جلد از پله‌ها پایین می‌آید در کمال تعظیم.

سرکار خان عفو بفرمایید دیروز شما را نشناختم. آقا کج خلقی کرده بود حواسم به جا نبود والا ما نوکریم خانه زادیم. از کوچکان خطا و از بزرگان عطا.

(آن وقت جلو اشرف خان می‌افتد و پرده را برمی‌دارد اشرف خان داخل اطاق می‌شود.)

شخص اول اشرف خان بیا دیشب درخدمت شاه صحبت شما بود فرمودند اشرف خان زودتر حسابش را تمام کند برود.

ادامه نوشته

میرزا آقا تبریزی و نمایشنامه اشرف خان

در ادامه سلسله مقالات معرفی میرزا آقا تبریزی و چهار تیاتر اثر استاد دکتر ح. م. صدیق مقاله‌ی زیر به شما تقدیم می‌شود.

چهارتیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

اشرف خان، حاکم عربستان

مجلس اول

سرگذشت اشرف خان حاکم عربستان در ایام توقف او در تهران که در سنه‌ی 1232 به پایتخت احضار می‌شود و حساب سه ساله‌ی ولایت را پرداخته مفاصا می‌‌گیرد و بعد از زحمات زیاد دوباره خلعت حکومت پوشیده می‌رود و این حکایت در چهار مجلس تمام می‌شود. انشاءالله تعالی.

اشرف خان در آخر سنه‌ی 1232 به پای تخت احضار شده، روز ورود به حضور همایونی شرفیاب و بلافاصله خدمت شخص اول و از آن جا به منزل خود می‌رود و شب با کریم آقا صحبت می‌کند.

ادامه نوشته

میرزا آقا تبریزی، کتابشناسی و آماده سازی متن

در ادامه سلسله مقالات معرفی میرزا آقا تبریزی و چهار تیاتر اثر استاد دکتر ح. م. صدیق مقاله‌ی زیر به شما تقدیم می‌شود.

چهارتیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

کتابشناسی

برای تدوین کتابشناسی میرزاآقا پژوهی، عجالتاً موارد زیر را متذکر می‌گردد:

1ـ ترجمه نمایشنامه‌ی" اشرف خان" به زبان روسی به دست ی. آ. اینگورن، تاشکند 1927، در مجله‌ی اخبار دانشگاه دولتی آسیای میانه.

2ـ ترجمه‌ی سه نمایشنامه‌ی ازA. Brictevx با عنوان "کمدی‌های ملکم خان".

3ـ ترجمه‌ی چهار تیاتر به زبان ترکی آذربایجانی از ابوالفضل حسینی، باکو، 1930.

ادامه نوشته

نظریات پرورشی میرزا آقا تبریزی، اولین نمایشنامه‌نویس به زبان فارسی

در ادامه سلسله مقالات معرفی میرزا آقا تبریزی و چهار تیاتر اثر استاد دکتر ح. م. صدیق مقاله‌ی زیر به شما تقدیم می‌شود.

چهارتیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

میرزاآقا تبریزی در اصل «رساله‌ی اخلاقیه» را به قصد تربیت نوباوگان نوشته است. هم از این رو از عبارت پردازی و تکلف دوری کرده است و این امری طبیعی است چرا که میرزاآقا با آثار نمایشی خود، نشان داده بود که از پیشگامان نثر ساده و نوین فارسی است. در جائی از مقدمه می‌گوید:

«. . . اطفال خردسال را هنوز در مکتب‌ها به همان نهج قدیم به مجرد شناختن حروف تهجّی، کتاب گلستان سعدی و دیوان خواجه حافظ یا کتاب تاریخ نادری که اکثر معلمین از فهم عبارت آن‌ها عاجز و عاری هستند، درس می‌دهند و زمان تحصیل و تعلیم را به تأخیر و صعوبت می‌اندازند.»

و سپس اضافه می‌کند که به اقتضای تکلیف ملی که از هرکس هر چه برآید باید در فواید و منافع ملت خود بکوشد، این است او نیز به این اندیشه افتاده که «اوراق چندی فارسی ساده و مختصر درخور و فهم اطفال دبستان» بنویسد که تا «بر سهولت تحصیل اطفال بیفزاید.»

ادامه نوشته

معاصران میرزا آقا تبریزی اولین نمایشنامه‌نویس به زبان فارسی

در ادامه سلسله مقالات معرفی میرزا آقا تبریزی و چهار تیاتر اثر استاد دکتر ح. م. صدیق مقاله‌ی زیر به شما تقدیم می‌شود.

چهار تیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

معاصران میرزا آقا تبریزی

برای بازشناسی کامل زوایای تاریک زندگی میرزاآقا و آشنایی با اندیشه‌ها و موقعیت اجتماعی وی، می‌توان روابط و علائق و آویزشهای فکری او را با معاصرانش بررسی کرد. مناسبات وی با برخی از هم روزگاران خود را در زیر از نظر می‌گذرانیم:

1ـ میرزا ملکم خان:

میرزا ملکم خان فرزند یعقوب ارمنی اهل جلفای اصفهان فارغ‌التحصیل انستیتو پلی تکنیک شهر پاریس و مترجم و معلم دارالفنون در تهران، بانی و مؤسس "فراموشخانه" انجمن مخفی فراماسونری است که در تأسیس آن از مجامع فراماسونری پاریس الگو گرفته بود.

ملکم خان یکی از اندیشمندان عصر خود به شمار می‌‌رفت و آثاری در موضوع‌های فلسفی، اجتماعی و سیاسی داشت و برخی از آثار خود را نیز با امضاهای مستعار انتشار می‌داد.

اما، میان جهان بینی او و میرزاآقا وجوه افتراق جدی وجود دارد. زمانی که ملکم در کشور عثمانی بود، ناصرالدین شاه او را عزل کرد و او هم به شاه نوشت: «اگر به عنوان سفیر فوق‌العاده به لندن اعزام نشوم، اسرار دولتی ایران را به عثمانی‌ها فاش خواهم ساخت:»[1]

ادامه نوشته

معرفی رساله‌ی اخلاقیه میرزا آقا تبریزی

چهار تیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

رساله‌ی اخلاقیه

این اثر مجموعه‌یی از چند داستان و وقایع تاریخی و یک نمایشنامه‌ی بلند و چند تمثیل کوتاه به صورت سئوال و جواب تدوین یافته است. بخشی از مقدمه‌ی آن چنین است.

. . . اما بعد بر رای حقیقت نمای صاحبان تمیز و تمکین و واقفان مراتب رسوم و آیین مخفی و پوشیده نیست که در هر عصری از اعصار بر هر یک از آحاد و افراد اهل روزگار لازم و واجب است که در فواید و منافع ملت خود بکوشند و از هر راهی که پیش آید یداً و لساناً، مالاً و جاناً آنان را سود بخشند. خاصه دانایان ملت و عالمان امت را فرض عین و عین فرض می‌باشد که به مقتضای هر وقتی از نتایج علوم و فنون ملت خود را بهره‌ور و مفتخر فرمایند و در هر فنی از فنون که دارای آن هستند، بر سبک و طریق ساده و طرز آسان کتاب‌ها تصنیف نموده، طالبین و متعلمین را تعلیم و تربیت نمایند تا آن که نتیجه به دست آید و بر تربیت ملت بیفزاید. و افسوس که این رسم خجسته و شیوه‌ی پسندیده مدت‌هاست که در ممالک محروسه‌ی ایران حالهاالّله عن‌الحدثان متروک مانده.

ادامه نوشته

زندگی میرزا آقا تبریزی

چهار تیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

زندگی میرزا آقا میان سالهای 1320 تا 1330 سپری شده است. ایران در این سال‌ها صحنه‌ی رقابت‌های دولتهای قدرتمند و سودجوی غرب و شرق بود و امواج رنسانس و نوزایی در ادبیات و هنر از دروازه‌های غرب و شمال وارد کشور می‌شد و باعث خیزابه‌های ادبی و اجتماعی می‌گشت.

میرزاآقا از موج‌آفرینانی بود که در ایجاد دگرگونی در پهنه‌ی ادبیات فارسی نقش پراهمیتی داشتند. وی نویسنده‌ی پنج نمایشنامه است. پنج نمایشنامه‌ای که با عنوان نخستین خمسه‌ی ادبیات نمایشی در زبان فارسی باز شناخته شده است.

آگاهی‌های مربوط به زندگی میرزاآقا تبریزی را تنها از بین نمایشنامه‌های پنجگانه و دو مکتوب به میرزا فتحعلی آخوندزاده و "رساله اخلاقیه"ی وی به دست می‌آوریم.

"رساله‌ی اخلاقیه" مهمترین سند پیرامون زندگی میرزاآقا تبریزی به شمار می‌رود. او در این اثر ـ که در سال 1291هـ نوشته است ـ خود را آقا بن محمد مهدی تبریزی منشی باشی می‌نامد. [1]

ادامه نوشته

نمایشنامه‌های میرزا آقا تبریزی از دیدگاه فتحعلی آخوندزاده

چهار تیاتر و رساله‌ی اخلاقیه، تصحیح، مقدمه و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۵.

آخوندزاده در نامه‌اش که پس از مطالعه‌ی چهار تیاتر میرزا آقا با او نوشته، یاد می‌دهد که چگونه می‌توان نمایشنامه‌نویسی مشرق زمین را در طریق رئالیسم تکامل داد. به میرزاآقا می‌آموزد که چگونه به پرورش عمیق مضمون بپردازد و تبلیغ اندیشه‌های آزادی خواهانه را به مثابه‌ی وظیفه‌ی جدی در عهده گیرد. جوانب نیک و بد نمایشنامه‌های او را برمی‌شمرد، راهنمائی می‌کند و می‌گوید:

«. . . امیدوارم که تصنیفات خودتان را به همان قرار که من نشان می‌دهم به تکمیل رسانیده، چاپ و منتشر بسازید و به ملت خدمتی بکنید، و بعد از این نیز به نوشتن این قبیل تصنیفات مشغول بشوید و به جوانان قابل نورسیده هم فن دراما را تعلیم نمایید که هر یک از ایشان در این فن که اشرف فنون یوروپاست، چیزی خیال کرده بنویسند. بلکه از یمن اهتمام شما، این فن شریف و این رسم جدید تصنیف فیمابین ملت ما نیز شهرت به هم رساند و بر همه کس معلوم گردد.»

به میرزاآقا یاد می‌دهد که نمایشنامه در مبارزه با افکار پوسیده‌ی قرون وسطایی و سنن و عادات کهن، سلاح اندیشگی برنده‌ای‌ست:

ادامه نوشته

چهار تیاتر میرزا آقا تبریزی 2 - نویسنده: دکتر حسین محمدزاده صدیق

نمایشنامه‌های میرزا آقا تبریزی مقدمه و تصحیح دکتر حسین محمدزاده صدیق

نمایشنامه‌های میرزا آقا تبریزی

از میان این نمایشنامه‌ها گفتیم یکی به نام «حاجی مرشد کیمیاگر» در این مجموعه برای اولین بار چاپ می‌شود. سه دیگر که یک بار در برلن در سال 1340 هـ به نام «مجموعه‌ی مشتمل بر سه قطعه تئاتر منسوب به میرزا ملکم خان ناظم‌الدوله» در چاپخانه‌ی کاویانی چاپ شده است، و نام اصلی آن‌ها چنین است:

1- سرگذشت اشرف خان حاکم عربستان در ایام توقف او در تهران که در سنه‌ی 1232 به پایتخت احضار می‌شود و حساب سه ساله‌ی ولایت را پرداخته مفاصا می‌گیرد و بعد از زحمات زیاد دورازه خلعت حکومت پوشیده می‌رود، در چهار مجلس.

2- طریقه‌ی حکومت زمان خان بروجردی و سرگذشت آن ایام، در چهار مجلس.

3- حکایت کربلا رفتن شاهقلی میرزا و سرگذشت آن ایام و توقف چند روزه در کرمانشاهان نزد شاه مراد میرزا حاکم آنجا، در چهار مجلس.

ادامه نوشته

چهار تیاتر میرزا آقا تبریزی 1 - دکتر حسین محمدزاده صدیق

نمایشنامه‌های میرزا آقا تبریزی مقدمه و تصحیح دکتر حسین محمدزاده صدیق

پیشگفتار

چند سال پیش در اوایل سده‌ی حاضر شمسی در برلن در «مطبعه‌ی کاویانی» کتابی به نام «مجموعه‌ی مشتمل بر سه قطعه تیاتر منسوب به میرزا ملکم خان ناظم‌الدوله» چاپ شد. این «سه قطعه تیاتر» ـ که اینک بدون حتی اندک تغییر و دگرگونی از روی همان نسخه‌ی چاپی برلن، دیگر بار چاپ می‌شود ـ بعدها در اثر مساعی ایران شناسان آذربایجان شوروی ثابت شد که نوشته‌ی «میرزا آقا تبریزی»ست نه میرزا ملکم خان.

علاوه بر این «سه قطعه تیاتر» چاپ کاویانی با یک قطعه تیاتر دیگر که باز به همت ایران شناسان آذری یافت شده، و نمایشنامه‌ی ناشناخته‌ی دیگری از همین نویسنده به نام «حاج مرشد کیمیاگر» که در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران یافت شد، به این «سه قطعه تیاتر» افزوده گشت. در گفتار حاضر پس از بحث کوتاهی پیرامون نمایشنامه نویسی فارسی و خلاقیت میرزا آقا تبریزی، این نمایشنامه‌ی نو یافته و اثر دیگر او موسوم به "رساله اخلاقیه" را معرفی می‌کنیم.

تاریخ نمایش در ایران

نمایش و تئاتر در سرتاسر دوران‌های تاریخی مشرق زمین مانند همه‌ی ملل اروپایی وجود داشته است. در تاریخ ادبی ایران به آثار نمایشی فراوان بر می‌خوریم. می‌توان گفت که نخستین نمایش ایرانی ضبط شده در کتاب‌ها صحنه‌سازی‌های سورنا در دوره‌ی پارت هاست. گذشته از آن، نمایش‌های مذهبی، تعزیه‌یی، پهلوانی، خیمه شب بازی، مراسم نوروز و مهرگان و غیره در تمام دوران‌های تاریخی ایران رایج بوده است که البته نمی‌توان به هیچ یک از آن‌ها نام «درام» یا «کمدی» داد. مثلا پیش از اسلام، نوعی مکالمه‌ی دو نفری موزون و مقفأ به نام پادواژیک سرود یا پتواژ گفتن در میان پارسیان رایج بود، و بازیگر آن را پتواژگوی می‌گفتند که معنی لغوی آن «پاسخگو»ست.

ادامه نوشته

اسکی تورکجه درسلیکلر و رشدیه‌نین «تمثیلات لقمان» کیتابی- 5

منبع:

میرزا حسن رشدیه، تمثیلات لقمان، تصحیح دکتر حسین محمدزاده صدیق، تهران، تکدرخت، ۱۳۸۸.

کتاب امثال لقمان دومین متن درسی مرحوم میرزا حسن رشدیه است که در سال 1306 هـ. در تبریز چاپ سنگی شده است. این کتاب همراه آنادیلی و وطن دیلی از همو، در تاریخ کتاب‌های درسی ایران، از اهمیت خاصی برخوردار است. مؤلف در انتهای کتاب خطاب به دانش‌آموزان گفته است:

«به حول و قوّه‌ی خداوند تبارک و تعالی این کتاب به اتمام رسید. از شاگردان مکتب‌های شریفمان تمنّا دارم که مؤلف، معلمین و چاپ‌کنندگان این کتاب و نیز خطاط و کاتب آن را همیشه با دعای خیر یاد کنند. وَالسَّلام.»

مبتدی اوشاقلار اوخوماقدان اؤترو عربی‌دن ترجمه‌ اولونموش «امثال لقمان» آدلی مثللردیر.

اخطار

«امثال لقمان» ایله مشهور اولان حکایت کتابی، عربجه‌دن بیر چوخ شرق و غرب دیللرینه نقل و ترجمه قیلینیب، بؤیوک – کیچیک مکتبلرده، او جمله‌دن آوروپادا «السنه‌ی شرقیه» مکتبلرینده، شاگردلره آندان درس دئییرلر و اونیله، شاگردلری عرب لفظلرینه آز – چوخ آشنا ائدیرلر.

«امثال لقمان»ین فرانسیزجا اولان ترجمه‌سی، ایکی – اوچ روبلا بوگونلر ساتیلماغی معروفدور.

«امثال لقمان» اولونان، رغبت، اونون ساده عرب لغتیله یازیلماغینا جهت دگیل، بلکه اونداکی هر بیر نقل و مثل، طبیعت و طینت بشرده مستور اولان بیر صفت و خلقتی، مثلاً شجاعت، حماقت، فراست، درایت و ذکاوت، یا خود جبر، صبر، تکبّر و تهوّر مثلی سایر اوصاف خفیّه‌لری، قوش و حیوان دیلی ایله انسانا بیان و عیان ائیله‌مگنده‌دیر. که طالبی و راغبی هر بیر ملّت آراسیندا واردیر.

بو امثالین اخلاقیّه فواید معنویّه‌لریندن بیر چوخ یگانه و بیگانه‌لر مستفید اولماقدادیر. بیز آندان نه اوچون بهره‌مند اولمایاق؟

ادامه نوشته

خوانش دکتر حسین محمدزاده صدیق از کتیبه‌های باستانی اورخون 2

منبع:

http://davarardabil.blogfa.com

متن سنگياد گول تيگين

کتیبه اورخون ترجمه دکتر حسین محمدزاده صدیق دوزگون

(1.) چون بر فراز، آسمان آبي و بر فرود، زمين خاكستري بر ايستاد، بر ميان آن دو، فرزند آدمي پديد آمد‌. برفراز فرزند آدمي، نيايم «بومين خاقان» و «ايستمي خاقان» [ بر تخت ] نشستند‌. به خاقاني خود، براي مردم ترك حكومت و قانون ارزاني داشتند‌. (2‌. ) چهارسوي، همگي [ با ما ] دشمني كردند‌. قشون كشيدند و هر چهار سوي را به فرمان خويش درآوردند و همگي را به صلح واداشتند‌. سركشان را سرخم كردند و برپا ايستندگان را به زانو درآوردند‌. در خاوران تا گستره «قادرقان» و در اباخترانان تا «دميرقاپي» فرمان راندند‌. در اين ميان (3‌.) مردم گؤي تورك [ در اين گستره ] فراز ايستادند‌. [ خاقان آنان ] دانشي مرد بود، جوان مرد بود. سروران و مردمان آنان نيز راست [ سخن ] مي‌بودند هم از اين روي، يكپارچگي مردمي را نگه داشت و رسم قانون برنهاد‌. سپس خود، (4‌. ) چشم بر جهان بست‌. بر او، بسيار بگريستند‌. از خاوران از گسترده‌ی‌ «بؤكلوچولو»، از «تبغاچ»، از «تبت»، از «آوار»، از «روم»، از «قرغيز»، از «اوچ كوريگان»، از «اوتوزتاتار»، از «ختاي»، از «تاتابي» اين همه آمدند، بر او گريستند، به خاك سپردند‌. آنان چنين خاقانان پرآوازه بودند‌ . . .

ادامه نوشته

آشنايي با سه سنگياد باستاني اورخون به قلم دکتر حسین محمدزاده صدیق

http://davarardabil.blogfa.com/

سنگياد‌ها در دشت اورخون از دوران دولت «گؤي تورك» بر جاي مانده است‌. دولت گؤي تورك را تركان هون در سده‌ی‌ ششم ميلادي تشكيل دادند و در فاصله‌ي قرن ششم تا هشتم، در آسيا به عنوان امپراطوري بزرگ تُرك حكومت كردند‌. در نيمه‌ی‌ نخست قرن ششم، «آوارها» بدنه‌ی‌ اصلي تشكيلات اداري و حكومتي حكومت تركان را تشكيل مي‌دادند‌. در تاريخ 552 م‌. «بومين قاغان»، خاندان «گؤي تورك» را جاي‌گزين خاندان «آوارها» ساخت‌. در آن روزگار، مركز حكومت اين دولت، در بخش شرقي استقرار داشت و بخش غربي توسط خاقان‌نشيني تابع بخش شرقي اداره مي‌شده است‌. «ايستمي قاغان» كه خود برادر «بومين قاغان» بود، تا سال 576 م‌. بر بخش غربي حكومت مي‌راند‌.

کتیبه‌های دشت اورخون نقل از کتاب یادمانهای ترکی باستان نوشته دکتر حسین محمدزاده صدیق دوزگون

بومين قاغان، در نخستين سال تشكيل حكومت گؤي تورك چشم از جهان فروبست و به ترتيب سه فرزندش حكومت كردند. نخستين فرزندش در سال 553 م‌. ، ديگري از 554 الي 572 و سومي از 572 تا 581 به فرمانروائي رسيدند‌. در عصر «موغان» دومين فرزند بومين قاغان، دولت گؤي تورك‌ها در شرق با «منچوري» هم مرز بود و در غرب تا قلب فلات ايران فرمانروائي داشت‌.

اين دولت، در اواخر سده‌ی‌ ششم، به لحاظ كشمكش داخلي سران حكومت و فرماندهان، معروض حيل و دسايس حكومت چيني‌ها گرديدند‌. و در سال 630 م‌. دولت چين موفق شد بخش عظيمي از شرق سرزمين‌هاي امپراطوري گؤي توركان را به تسلط درآورد و به تدريج به بخش‌هاي غربي نيز تجاوز كند‌.

ادامه نوشته

خوانش دکتر حسین محمدزاده صدیق از کتیبه‌های باستانی اورخون

متن زیر، بخشی از کتاب یادمان‌های ترکی باستان، تالیف و ترجمه استاد دکتر حسین محمدزاده صدیق است که مجددا با نام سه سنگیاد باستانی در تبریز چاپ شد. سعی می‌کنم این کتاب را به تدریج در وبلاگم قرار دهم. برای مشاهده تمامی قسمت‌ها می‌بایست از بخش موضوعات وبلاگ، فصل یادمان‌های ترکی باستان را انتخاب کنید.

داور اردبیلی

http://davarardabil.blogfa.com

کتیبه‌های اورخون، یادمانهای ترکی باستان ترجمه دکتر حسین محمدزاده صدیق دوزگون

قسمت اول

مختصري از دستور زبان سه سنگياد باستاني اورخون

زبان سه سنگياد كه در اين كتاب معرفي مي‌شود شيوه‌ی‌ كهن دوره‌ی‌ آلتايي ـ آذي از زبان تركي آذري معاصر است كه به شيوه‌ی‌ «گؤي تورك» معروف شده است‌.

دستور زبان گؤي تورك، جزئي از دستور زبان عمومي تركي به حساب مي‌آيد‌. پيرامون تدوين اصول و قواعد اين شيوه‌ی‌ كهن تركي، تاكنون در جهان اثر مستقل علمي چاپ نشده است‌. آنچه مي‌توان به آن مراجعه كرد، يادداشت‌هاي مرحوم پرفسور دكتر ارگين است و نيز كتاب «اسكي تۆرك يازېتلارې» اثر حسين ناميق اوركون (استانبول 1941 ـ 1936) در چهار جلد، كه پژوهش‌هاي آغازين و اصلي بود. از ميان تحقيقات اخير كتاب «دستور زبان تركي رونيك» اثر آ‌. كونونوف (لنينگراد، 1980)، رساله‌ی‌ دكتراي آقاي رجبوف زير عنوان«صرف زبان گؤي تورك» (باكو 1976) و كتاب علي عيسي شوكورلو با نام «قديم تۆرك يازېلې آبيده‌لري‌نين ديلي» (باكو 1993) و سه جلد كتاب «اۏرخون يازېتلارې»، «تۆرك ديللري» و «اۏرخون تۆركجه‌سی گرامري» از طلعت تكين (استانبول 2003) را مي‌توان نام برد‌. تركي آذري امروزي و همه شيوه‌هاي زبان تركي كه در ايران رايج است، ادامه‌ی‌ منطقي شيوه‌ی‌ تركي باستاني نامبردار به گؤي تورك است و نشانه‌هاي كهن آن در شيوه‌ی‌ گويش‌هاي تركي ايراني به چشم مي‌خورد تا ديگر شيوه‌ها. نویسنده، چند سال‌ است دستور زبان «گؤي تورك» را بر اساس سه سنگياد باستاني در برخي از دانشگاه‌هاي كشورمان تدريس مي‌كنم. اميدوارم دانشجوياني كه با متون كتيبه‌هاي فوق آشنا مي‌شوند، با اخذ قوت و الهام از دقايق و ظرايف خفته در شيوه‌ی‌ تكلم خود و با تكيه بر داده‌هاي دانشگاهي، بتوانند دستور زبان نسبتاً مدون و كامل تركي باستان را ياد بگيرند‌. آنچه در اينجا مي‌آيد، نگاهي بسيار مختصر و گذرا به پژوهش‌هاي گؤي تورك پژوهان مذكور در فوق است كه اميدوارم گامي هر چند ناچيز در اين راه به شمار آيد و علاقه‌مندان بتوانند از آن به عنوان خودآموز نيز استفاده كنند‌.

ادامه نوشته

دکتر حسین محمدزاده صدیق چگونه نمایشنامه میرزا آقا تبریزی را کشف کرد

سید احسان شکرخدا

http://ehsanshokr.blogfa.com/

در سال ۱۳۵۱ دکتر حسین محمدزاده صدیق به کشف علمی بزرگی نائل شدند و آن کشف رساله‌ی اخلاقیه و احیای نمایشنامه‌های میرزا آقا تبریزی است که تا آن زمان به نام میرزا ملکم خان معروف شده بود. میرزا آقا تبریزی چهار نمایشنامه‌ی خود را برای فتحعلی آخوندزاده ارسال می‌کند. میرزا فتحعلی آخوندزاده نیز نظرات خود را درباره این نمایشنامه‌ها ابراز می‌نماید (که اسناد آن موجود است). معلوم نیست چه می‌شود که این چهار نمایشنامه اولین بار در چاپخانه کاویانی برلین به نام میرزا ملکم خان به چاپ می‌رسد و در ایران به نام او، نامبردار می‌شود. دکتر صدیق که در عنفوان جوانی به تهران آمده بودند و دانشجوی فوق لیسانس در دانشگاه تهران بودند، در کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه تهران توانستند نسخه‌ی منحصر به فرد دست نوشته از میرزا آقا تبریزی را کشف کنند که رساله‌ی اخلاقیه نام داشت. در این رساله، که سیزده باب داشت، باب سیزدهم نمایشنامه‌ای با عنوان حاج مرشد کیمیاگر بود. از طرف دیگر، ابوالفضل حسینی (حسرت) در باکو چهار نمایشنامه‌ی میرزا آقا تبریزی را که برای آخوندزاده فرستاده بود، و آن هم نسخه‌ی منحصر به فرد و دستنوشته میرزا آقاست، پیدا و ترجمه‌ی ترکی آن را منتشر کرده بود. بنابر این دکتر صدیق از طرفی چهار نمایشنامه میرزا آقا تبریزی (چاپ باکو ترجمه به ترکی) و از سوی دیگر، چهار نمایشنامه میرزا ملکم خان (چاپ برلین به زبان فارسی) را در دست داشت. سوال این بود که کدام یک، مولف واقعی این چهار نمایشنامه هستند؟ دکتر صدیق ۱۴ دلیل به دست می‌آورند و متوجه می‌شوند که این چهار نمایشنامه از آن میرزا آقا تبریزی است. ایشان کتاب پنج نمایشنامه از میرزا آقا تبریزی را قبل از انقلاب بر اساس همین استدلالات چاپ کرده‌اند. بعد از آن، منتقدان صاحب‌نظر، قبل از انقلاب، مقالات خود را در این باب نوشتند. در زیر، این مقالات را یکی یکی در پست‌های متفاوت قرار خواهم داد.

مقاله‌ی دوم، نوشته شده در: ۱۳۵۶، توسط: پرویز بلیانی

هنر در ایران و میرزا آقا تبریزی

- به طور کلی در ایران، به خاطر معیارهای فکری و تجربی مردم، به خاطر نوع حکومت‌های استبدادگر، نمایش یا نویسندگی، به طور کلّی هنر تحلیلی، مردمی، انقلابی و واقعی وجود نداشته است. هنر به معنی واقعی وجود نداشت و بیشتر جنبه‌ی صنعتی داشته است.

نمایشنامه‌های میرزا آقا تبریزی، حسین محمدزاده صدیق، چاپ اول، 1354

ادامه نوشته