ناماوران اورمیه
علی بابایی نیولویی
سرتیپی، حاج خلیل
خلیل خان سرتیپی، مفتّش کشتیرانی دریاچۀ اورمیه فرزند میرزا حسین زنجانی از سنین جوانی به خدمت دولت مشغول شد. و بعد در ادارۀ کشتیرانی اورمیه مشغول ارائة خدمت شد و در اثر ابراز لیاقت و حسن خدمت موفق به أخذ نشان درجۀ چهارم شیر و خورشید و فرمان مربوطه شد. خلیل خان خدمات بعدی خود را در سمتهای ریاست و مدیرکل و دادستانی دادگاه اداری در راه آهن دولتی ایران و وزارت راه تا مرحلۀ بازنشستگی ادامه داد. وی در اردیبهشت ماه سال 1265 شمسی دار فانی را وداع گفت.
متن نامۀ أخذ درجة چهارم شیر و خورشید و فرمان مربوطه:
به فضل و عنایت خداوند متعال
ما سلطان احمد شاه قاجار
شاهنشاه کل ممالک ایران
نظربه سپاس خدمت و مراتب لیاقت که ازخلیل خان مفتش کشتیهای دریاچۀ اورمیه معروض افتاده به تصویب جناب اشرف سردار سپه «رئیس الوزراء» و جناب وکلاءالملک وزیر امورخارجه مشارالیه را با اعطای نشان درجه چهارم شیر و خورشید قرین افتخار فرمودیم.
به تاریخ 3 برج حوت تنکوزئیل یکهزارسیصد و دو
منابع:
- نگاهی به آذربایجان غربی، جلد دوم، ص 783
- اورميه در گذر زمان، صص 153 , 152
سردار عظیم السلطنه
عظیم السلطنه معروف به «سردارشهید» در زمان جنگ جهانی اول (1918 - 1914 میلادی) و حملۀ جیلوها (ارامنه) به آذربایجان و قتل و عام مردم مسلمان اورمیه، سلماس و خوی حکومت اورمیه را برعهده داشت. وی مردی خیّر بود و مسجد سردار را که بوسیلۀ عبدالصمد خان جد وی ساخته شده بود تعمیر اساسی کرد و ساعت بزرگی بر سر درب مناره مانند آن نصب کرد که هم اکنون موجود است. مرحوم سردار به فنون نظامی رغبت فراوان داشت و درآن دوران که هنوز موسیقی علمی رواج نیافته بود او برای سربازان خود دستۀ موزیک تشکیل داد. شادروان عظیم السلطنه در9 شعبان/20 ژوئن/1918 میلادی همراه با مؤید الاسلام یکی از فضلای بنام افشارتوسط شمشه فرهاد آشوری از اهالی روستای وزیرآباد اورمیه کشته شد و پس از ترورسردار، شمشه فرهاد دستگیر و در حیاط مرحوم عظیم السلطنه به دارآویخته شد و جنازۀ سردار را نیز در خانۀ خود و در اتاق تحریرآن مرحوم دفن کردند.
مرحوم نشاطی یکی ازشاعران اورمیه به تاریخ مرمت مسجد (1330 هجری قمری) شعر زیر را سروده است:
معلی مسجدی کرسی مکان است
که شد تعمیر آن مقصود سردار
اساسش در زمانه یادگار است
ز جدّ امجد مسعود سردار
رقم زد بهر تاریخش نشاطی
که مسجد تازه شد از جود سردار
منابع:
- بزرگان وسخن سرایان آذربایجان غربی، ص 132
- نگاهی به آذربایجان غربی، جلد دوم، ص 768
- آذربایجان درجنگ جهانی اول یا فجایع جیلولوق، ص 180
سردار رشید
سردار رشید که قبلاً رشیدالملک لقب داشت از سرداران بنام اورمیه در زمان انقلاب مشروطیت بود که ابتدا به حکومت اردبیل رسید و بعد به تبریزآمده و انجمن «حشمت» را در طرفداری از مشروطه خواهان تشکیل داد. بعد به فرمانروایی آذربایجان ارتقاء یافت و مورد سوءظن مشروطهخواهان قرارگرفت. وی تبریز را پس از شکست قشون امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول و ورود قشون روس که خیال خرابی شهر را داشتند در نتیجۀ مذاکره حفظ کرد. چون در اثر ضعف حکومت مرکزی این دولت عثمانی بود که آذربایجان را در برابر حملات قشون روس محافظت میکرد.
منبع:
- بزرگان وسخن سرایان آذربایجان غربی، ص 131
سروش افشار، خلیل
(نیمه دوم قرن 13 و نیمه اول قرن 14 شمسی)
از شاعران اورمیه است که تحصیلات خود را در همین شهرگذرانده و با مطالعات شخصی و تحقیق درآثار گذشتگان در ادب و شعر به مقام ارجمندی رسید. وی برای نخستین بار اقدام به دارو فروشی و تأسیس داروخانه به طرز جدید در اورمیه کرد و در حالی که در کلیة امور اجتماعی و عام المنفعه نظیر «هیئت معارف» و «شیروخورشید» در اورمیه پیشگام بود به تمام معنی اهل فضل و ادب نیز بود. میرزا خلیل به مدت متوالی در شهر تبریز رحل اقامت افکند و در طی این مدت علاوه برکارتخصصی خویش، در مسائل اجتماعی آن شهر نیز منشاء خدمات ارزنده گردید. او تاریخ زندة آذربایجان بود و به زبانهای فرانسوی و انگلیسی آشنایی داشت. وی از بنیان گذاران حزب دموکرات در اورمیه و ازطرفداران مرحوم شیخ محمد خیابانی بود. مرحوم سروش در اواخر عمر به اورمیه برگشت و در املاک شخصی خویش در روستای « قامت[1]» سکونت گزید به طوری که درسال 1354 در سن 85 سالگی به کشاورزی و باغداری اشتغال داشت. میرزا خلیل در اشعارش «سروش» تخلص میکرد. اینک یک نمونه از ترجیع بند وی که به روش هاتف اصفهانی سروده است:
در سحرگه که نیّر رخشان
بود از دیده و نظر پنهان
بر دل افتاد شوق سیر چمن
سوی صحرا و دشت گشته روان
بوی جان بخش از نسیم فضا
جسم و جان را ز نو دمیده روان
هرچه جنبنده بود در دل خاک
شور و جنبش گرفته نغمه زنان
به نواهای مختلف مشغول
زیر و بم گه نهان و گاه عیان
سر نهادم به وادی حیرت
در تکاپو و جستجو حیران
ناگهان این چنین شنید سروش
این قدر بس بود دگر خاموش
منابع:
- بزرگان و سخن سرایان آذربایجان غربی، ص 104
- مشاهیرعلمی و فرهنگی آذربایجان غربی، ص 157
- اورمیه درگذر زمان، ص 817
- تذکره شبگرد، ص 260 , 259
سفیرالعارفین «زمان آقا»
(متوفی 1313 هجری قمری)
زمان آقا از عرفای مشهور و صاحب ذوق اورمیه است. به علت علاقهمندی به سلوک فقرای ذهبی برای تحصیل به تهران رفت و به شاگردی «حضرت اعجوبه پیر» درآمد و توسط «راز شیرازی» به گروه ذهبیان پیوست و بعد به اورمیه برگشت. عدهای ازمحترمین و سرداران آن عصرمن جمله اقبال الدوله را وارد این سلسله کرد. وی بعد از وفات حضرت اعجوبه پیر به ریاست فقرای ذهبییه خوی و اورمیه تعیین گردید و مدتی نیز این سمت را در اورمیه و تبریز عهده دار بود. وی از طرف عارف شهیر جلال الدین محمد مجد الاشرف به «سفیر العارفین» ملقب شد. درسال 1313 قمری در مراجعت از مکه فوت نمود. وی در سرودن اشعارعرفانی به خصوص تشریح معتقدات سلسلة فقرذهبی دست داشت. از اشعار او جز شش بیت زیر به دست نیامد. این اشعار در مدح جلال الدین محمد است که توسط میرزا صادق ادیب الممالک به صورت مخمس تضمین شده است. چند بند آن نقل میشود:
چون دلها را بتان کاشانه کردند
دُر اشک از بصرها دانه کردند
سر زلف پریشان شانه کردند
« زمان را در جهان افسانه کردند»
«مکان او را در این ویرانه کردند»
چو از نامحرمانش دور دیدند
سرش ازعشق حق پرشور دیدند
تنش از جان و دل پر نور دیدند
«سراپای وجودش عور دیدند»
« لباس هستیش شاهانه کردند »
بتی جا داد در بزم وصالش
که عالم مات و حیران از جمالش
هویدا نام پاکش از خصالش
«جلال الدین محمد کز جمالش »
«هزاران کس چو من دیوانه کردند»
منابع:
- سرزمین زرتشت، ص 234
- بزرگان وسخن سرایان آذربایجان غربی، صص 137 , 136
- نگاهی به آذربایجان غربی، جلد دوم، ص 732
- اورميه در گذر زمان، ص 824
سعید عصر، محمد حسین
(متولد 1331 هجری شمسی)
محمد حسین سعید عصر از شعرای توانای اورمیه میباشد که به تاریخ 1/5/1331 در محلۀ قدیمی «اسماعیل بَی» اورمیه متولد شده است. وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدايي و متوسطه در زادگاهش به سال 1352 وارد دانشگاه شاهدخت تهران شد و در رشتۀ ادبیات در سال 1358 موفق به کسب مدرک لیسانس گردید. وی در همین اواخر نیز موفق به أخذ مدرک فوق لیسانس در رشتۀ ادبیات از دانشگاه باکو شده است. به گفتۀ خود شاعر برای اولین بار در مقطع دوم ابتدايي شروع به سرودن شعرکرده و از دوران نوجوانی این هنر را به طور جدی ادامه داده است. تمامی اشعار این شاعر به زبان ترکی بوده و در شعر «وقارلی» تخلص میکند از آثار وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
مجموعه اشعار من عاشیقام حیاتیما؛ مجموعه اشعار قانیمدادیرسئودا؛ عشق آلفابتا (مضمون این کتاب بسط وگسترش معنی عشق است) و یک دفتر مجموعه اشعار نیزآماده چاپ دارد.
نمونهای از اشعار وی:
«تورپاغیم»
آنا تورپاغیمدا
دوغولدو آنام
آنا تورپاغیمدا
بوی آتیب
آناسی تکین
آنا اولدو آنام
آنا تورپاغیمدا
دوغدوآنام
آنا تورپاغیمدا
اؤلدو آنام
آنا تورپاغیما
قویولدو آنام
آنا تورپاغیما
قووشدو آنام
بیر اووج جا تورپاق اولدوآنام
آنا تورپاق اولدو
تورپاق
آنام
* * *
«عشق»
نه آللاهی
تانیمیشدیم
نه ده عشقه
اینانمیشدیم
گؤزلرینده عشقی تاپدیم
عشقینده
آللاها چاتدیم.
منبع:
- مصاحبۀ مؤلف با خود شخص
بسم الله الرحمن الرحیم